عاشقانه 1
قاصدک پرسید جرمت چیست؟گفتم بی گناهی..![]()
شاکی خندید.تماشاگران گریستند.وکیلم حرف نزد![]()
قاصدک:شاکی شکایتت چیست؟نیم نگاهی به من کرد و گفت![]()
از دلم شاکیم که متهم به بی تفاوتی است![]()
وکیلم با صدای بلند گریست.تماشاگران همه ناپدید شدند![]()
قاضی هم به آرامی پر کشید و رفت.![]()
یکشنبه 25 دی 1390 |
09:02 | asheghaneh1 |
ارسال نظر(3)
|
| www . night Skin . ir |
